محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1322

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

نخست گوهر پاكم پيش از آلايش آب و خاك ، از صلب پاك ترك بن يافث بن نوح تا زمانى كه مقتضى ظهور گشت شانا بشان و حالا به حال تكميل ترتيب پذيرفت . تفصيل اين اجمال آنكه ايل جليل قاجار از اروغ ميمون آق‌قوينلوى تركمانيه ، و آن قبيلهء نبيله از اولاد ترك بن يافث بن نوح كه به يافث اغلان مذكور ، و به كثرت اولاد و احفاد مشهور قبايل و عشاير نتيجهء يك نسل ، و فرع يك اصل از او « 1 » منشعب گشته ، پس از تسخير ممالك شرق و شمال ، در تركستان و چين و صقلاب و ختا و ختن جاىگير شدند . دو طايفه از آن ملقّب به آق‌قوينلو و قراقوينلو ، اكثرى از بلاد روم و شامات و ديار بكر را به حيطهء تصرّف درآورده به عزيمت ايران مصمّم ، و در اندك زمان ايران را مسخّر و آن را به سه قسمت كردند ، كه متون تواريخ و بطون اخبار از آثار و كردار سلاطين بااقتدار آن دو طايفه حاكى و حاوى است . جمعى در گنجه و تبريز و ايروان ساكن ، و رأيت سلطنت در ممالك آذربايجان و كرج و عراق و فارس افراختند . آباى كرام و اجداد باعدل و داد ما در استرآباد و گرگان بعد از استيلا بر تركمانان دشت قبچاق تمكّن و بهره‌اى در مرو شاهيجان توطّن جسته بر اكثر بلاد خراسان حكمران و فرمان‌روا شدند . شاهقلى خان پدر پنجم ما كه سرخيل آن انجم بود پس از انقضاى مدّت حكمرانى ازين جهان فانى درگذشت و زمام اختيار آن حدود به فرزند ارشد خود فتحعلى خان بازگذاشت ، او اميرى بود پادشاه‌نشان ، به معاضدت شمشير و مساعدت تدبيرش دولت عليّه صفويّه را استقامت و استحكام تمام حاصل بود . پس از شهادت او مظهر جلال خداوند قهّار نادرشاه افشار چندى به هتك و فتك و حرق و خرق ، ممالك ايران و تركستان و هندوستان را برآشوفته ايران را ويران گذاشته درگذشت . برحسب قاعدهء روزگار كه ( بنوبت‌اند ملوك اندرين سپنج سراى ) نوبت سلطنت موروث به محمد حسن خان فرزند رشيد خان سعيد رسيد . و او پادشاهى مؤدّب نفس ، مجرّب عقل بود . خصايل ملكى با كمال انسانى جمع داشت . به طيب خلق ، و زيب خلق ، و عقل كافى ، و عدل وافى ، در اندك مدّت

--> ( 1 ) . در متن : ازر .